X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 29 آذر 1389 در ساعت 02:43 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : مسافر خط واحد 89

عنوان : ____ایستگاه سی و هفتم


این روزها هوا خوب است.....یعنی از آلودگی خبری نیست..... وضع خواب و خوراک هم خوب است....یعنی هم خوب غذا میخورم وهم به اندازه ی چهار تا آدم الاف و بیکار میخوابم..... ولی این روزها رابط بین کله و دستهام ایراد کرده....حالا دقیقا نمیدانم این رابط چه شکلی است و با چه مشخصاتی..... شاید یک چیزی تو مایه های فیش یو اس بی باشد که اتصالی کرده !..... خب  یعنی همین که مینشینم پای نوشتن هوا که بد میشود هیچ, خواب و خوراک هم افتضاح میشود..... یعنی ضعف و بی خوابی میاید سراغم!.....همچین دلم ضعف میرود و چشمهام سیاهی که انگار نه انگار این همه چیز میچپانم توی این شکم صاحب مرده!..... چند روز که چه عرض کنم!.... چند ماهی است یک طرح داستان عینهو کرم پهن پلاناریا توی کله ام وول میخورد..... البته نه اینکه شاهکار ادبی باشد ها!....نه.... ولی تا ننویسی که دست از سرت بر نمیدارد لا کردار.... تا مینشینم و دو دو تا میکنم, میبینم شد سه تا  و من میمانم و چند پاراگراف خط خطی که هیچ هم جلو نمیرود..... دلم میخواهد  بروم و سوار خط واحد بشوم و چرخی بزنم شاید فرجی شد.... ولی گفتم که رابط کله و دستهام ایراد کرده.... اما به قول "علی موذنی" : "ممکن است ماه ها حتی یک جمله هم ننویسی ,اما نوشتن که فقط روی کاغذ اتفاق نمی افتد"!....  


پی نوشت: به هر حال من یکی که امیدوارم این فیش یو اس بی رابط بین کله و دست هام هر چه زودتر درست بشود ..... آخر یکهو دیدی یک غده ای چیزی بین کله و دستهام بیرون زد!....آنوقت است که دکتر و متخصص هم نمیتواند تشخیص بدهند این غده چی هست ..... حتما هم ربطش میدهند به سردی مزاج وچای نبات تجویز میکنند!..... حالا من هر چه زور بزنم و بگویم این غده همان طرح داستان است که عینهو کرم پهن پلاناریا توی کله ام وول میخورد به خرج کسی نمیرود که نمیرود!..... حتما هم آخر سر کارم به تیمارستان و این ها میکشد....نه..... مثل اینکه موضوع جدی شد!.... فردا یادم باشد یک نظری ,نیازی ,چیزی بکنم برای این فیش یو اس بی!.....