X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 27 دی 1389 در ساعت 09:03 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : مسافر خط واحد 89

عنوان : ____ ایستگاه چهل و یکم


عجب روزهایی گذشتند..... کلی خوبی و چیزهای خواستنی داشتند..... این روزها منظورم همین تازگی هاست ..... همین تازگی ها که هم باران آمد هم هوا حسابی سرد شد و هم من یک تکانی به خودم دادم و برای یک کدام از کارهام آستینم را بالا زدم و کمر همت بستم..... توی این مدت که نبودم , یعنی کمتر بودم داشتم روی یک پروژه ی عکاسی کار میکردم که تا الان پیش عکس هاش را هم گرفتم و امیدوارم تا بعد از عید یک نمایشگاهی چیزی ازش در بیاید..... حالا در ادامه یک کدام از عکس ها ش را میگذارم تا شما هم در جریان باشید.... و بیشتر هم به خاطر همین بود که روزهام حسابی پر شده بود و همه اش شده بود عکس و کتاب و عکس و عکس..... یک داستان کوتاه هم برای همشهری داستان فرستادم که بعد از سه چهار روز که خودم خواندمش اولین جمله این بود!" این چرت و پرت ها را کی نوشته !"..... آخر کلی با عجله و فقط  توی یک ساعت نوشتم و غلط گیری کردم و میل زدم به همشهری.... و بعد نشستم و دوباره و سه باره و چند باره نوشتمش ..... ولی دیگر حالش را نداشتم که با همشهری مکاتبه کنم نسخه ی بعدی را بفرستم!.....هه .....حالا انگار آنها چقدر مشتاق بودند که آقا عجب قلمی!..... توی شماره ی بعدی حتما داستان را چاپ خواهیم کرد !..... حتی جواب همان میل اول را هم نداند!..... خب...... این هم بیشتر از اینکه شبیه ایستگاه خط واحد باشد گزارش آب و هوا و کارکرد بود!.... به هر حال امیدوارم که هر چه زودتر دستمان به نوشتن خط واحدمان بچرخد.....راستی الان یادم آمد که موضوع عکاسی هم رابطه است.....